عصر ایران؛ سعید دهقانی- کم نیستند اندیشمندانی که در جهان عرب از دغدغههایی سخن میگویند که ما ایرانیها نیز با آنها روبهروییم.
برای مثال سالهاست که برخی از روشنفکران عرب که در فضای فرهنگ اسلامی زیستهاند بر لزوم آموزش مسائل جنسی در مدارس اصرار ورزیدهاند اما همچنان میتوان انتظار داشت از سوی اسلامگرایان افراطی که معتقدند مسائل مربوط به امور جنسی را فقط باید از شریعت اسلامی استخراج کرد محکوم شدهاند.
یکی از متفکرینی که سالهاست برای فرهنگسازی آموزش بهداشت جنسی در نظام آموزشی کشورهای عرب مسلمان میکوشد، دکتر «خالد منتصر» است.
در یکی از قسمتهای برنامه «الاتجاه المعاکس» که از جنجالیترین برنامههای تلوزیونی در جهان عرب بود و از شبکه الجزیره پخش میشد، دکتر «خالد منتصر» به عنوان مدافع آموزش امور جنسی در مدارس، در مقابل دکتر «ابراهیم خولی» از اسلامگرایان دانشگاه الازهر مصر قرار گرفت و مناقشهای پرحرارت میان آنها در گرفت.
گزیدهای از سخنان وی در ابتدای این گفتوگو این بود که: «در ابتدا باید منظورمان را از فرهنگ آموزش جنسی که باید در مدارس تدریس شود مشخص کنیم. آنگونه که به ما میگفتند فرهنگسازی در زمینه امور جنسی از برنامههای اشغالگران و استعمارگران غربی بوده. پرداختن به بدن انسان، مشکل نیست بلکه راهحل است. کودکان نفشه جهان عرب را حفظ میکنند و مثلا درباره استرالیا میدانند ولی نقشه بدنش خودش را حفظ نیست. میداند که چطور ایتالیا وارد لیبی شد و چگونه فرانسه الجزایر را استعمار کرد و چگونه استعمارگران انگلیسی وارد مصر شدند اما نمیدانند که چگونه وارد مرحله بلوغ نوجوانی میشوند.»
دکتر منتصر در جایی از این مناظره با روشنگری کردن درباره مفهوم «آموزش امور جنسی» میگوید: «فرهنگ آموزش جنسی» تدریس آمیزش جنسی» نیست.
به نظر او: «سکسولوژی علمیست که قواعد یکسانی (برای بشر) دارد که از دهه هفتاد میلادی پایهگذاری شده. این علم، قواعد و ابزارها و آمارهایی دارد.» وی در این برنامه اظهار میکرد که نمیتوان این علم را از کتابهای فقهی برگرفت چراکه علم سکسولوژی محصول زمانهایست که جلوتر از زمانه نگارش کتب فقهی بوده است.»
در مقابل «ابراهیم خولی» میکوشد تمایز میان رویکرد فقها به «تربیت جنسی» و دیدگاه اسلام نسبت به این أمر را روشن کند. «کتابهای فقهی محصول کوششهای بشر در محدوده علم زمانه خودشان بوده. (...) و این لزوما برابر با اسلام نیست.»
او در ابتدای سخنان خود میگوید: «باید در نظر داشت که هدف از تربیت جنسی چیست؟ (تربیت جنسی) برای چه کسی؟ کجا و برای چه؟» در مجموع آنچه دکتر خولی میگوید این است که تربیت جنسی تنها در صورتی میتواند مفید باشد که پاسخی قانعکننده و در راستای خطوط جهانبینی توحیدی به این پاسخها داده شود.
وی نه تنها در این برنامه تلوزیونی بلکه در کتابهایی که نگاشته نیز به لزوم آموزش مسائل جنسی در کشورهای اسلامی پرداخته. بارزترین کتاب او در این زمینه، « ارتباط نه تولید مثل» (الجنس، تواصل ولا تناسل) است؛ خالد منتصر، این اثر را به معلم علوم خود در دوران راهنمایی تقدیم کرده و اشاره کرده که معلمش چگونگی تولید مثل انسان را سرکلاس درس توضیح داد و برای دانشآموزان تاکید کرد که این درس را از برنامه درسی حذف کردهاند.
در مقدمه این کتاب آمده: «در مصر و دیگر کشورهای عربی، نوشتن درباره روابط جنسی، به مثابه بیادبی و بیشرمی و هنجارگریزی و پرش از دیوار آداب و رسوم محسوب میشود. این در حالی است که (چنین کتابهایی) بر مبنای دانش و پژوهش نوشته میشوند نه برای برانگیختن هیجانات و آشفتگیهای ناشی از تمایلات جنسی آدمی. ما هنگامی که در برابر دیدگان دیگرانیم، به سرعت ژست قدیسمآبانه به خود میگیریم و به هر کس که در اینباره سخنی دارد حمله میکنیم. نگارش این کتاب در چنین بستری صورت گرفته است.»
در مجموع میتوان پنداشت که اندیشههای دکتر منتصر چنین است: تربیت جنسی نه به معنای آموزش ارتباطات جنسیست و نه به معنای قبحزدایی از هنجارهای جوامع اسلامی است؛ بلکه به این معناست که مسلمانان در دورهای زندگی میکنند که دانش شخصی و جمعی درباره بدن انسان اقتضای زمانه کنونی است؛ همچنان که استفاده از آنتیبیوتیک برای عفونتزدایی از بدن اقتضای زمانه کنونی است.