۲۱ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۱ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۸:۲۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۳۹۸۴۱
تاریخ انتشار: ۰۶:۱۸ - ۲۱-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۳۹۸۴۱
انتشار: ۰۶:۱۸ - ۲۱-۱۱-۱۴۰۴

روز دهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس)

روز دهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس)
در روز دهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) 3 فیلم سینمایی کارواش، آندو و اردوبهشت با حضور عوامل آن نمایش داده شد.

عصر ایران - روز دهم جشنواره فیلم فجر دوره چهل و چهارم در سینما رسانه (پردیس ملت) با نمایش 3 فیلم کارواش (احمد مرادپور)، آندو (مرتضی رحیمی) و اردوبهشت (محمد داودی) همراه بود. بعد از نمایش هر فیلم عوامل و بازیگران آن در نشست خبری به پرسش‌های خبرنگاران پاسخ دادند.

 

کارواش

کارگردان: احمد مرادپور
ترکیب بازیگران: امیر آقایی، حسین مهری، حسین محجوب، خاطره اسدی، امیرحسین صدیق، پانته‌آ پناهی‌ها و ...

قصه فیلم درباره یک مأمور مالیات به نام کاوه (با بازی امیر آقایی) است که در مسیر کار حرفه‌ای‌اش به پرونده‌ای پیچیده و حساس از فساد اقتصادی و پولشویی برخورد می‌کند. او در این مسیر نه‌تنها باید با شبکه‌ای بانفوذ و غیرشفاف مقابله کند، بلکه با فقدان و فشارهای شخصی نیز دست‌وپنجه نرم می‌کند و ناگهان درمی‌یابد چالش‌ها فراتر از یک پرونده اداری است و ...

فیلم «کارواش» می‌خواهد یک درام افشاگرانه درباره فساد اقتصادی باشد، اما بیشتر شبیه بیانیه‌ای تصویری است تا یک فیلم سینمایی کامل. فساد، پول‌شویی و شبکه‌های قدرت مفاهیم جذابی هستند، اما «کارواش» آن‌ها را بیشتر شرح می‌دهد تا روایت کند. مسئله اصلی فیلم نه کمبود موضوع، بلکه ناتوانی در تبدیل ایده به درام است.

شخصیت‌ها، به‌ویژه کاوه قهرمان داستان، بیش از آنکه انسان‌هایی چندبعدی باشند، تیپ‌های آشنا و شعاری‌اند: مأمور درستکار، مدیر فاسد، اطرافیان مردد. فیلم کمتر به درون شخصیت‌ها نفوذ می‌کند و بیشتر به گفتن این‌که «فساد بد است» بسنده می‌کند؛ گزاره‌ای که درست است، اما سینما از بدیهیات ساخته نمی‌شود.

گزاره‌ها و دیالوگ‌هایی مانند «افشاگری بازی قدرت است، من دنبال شفافیت هستم» نشان‌دهنده نگاه ساده انگارانه به مسئله است. بزرگ‌ترین ضعف فیلم، فیلمنامه‌ای خطی و قابل‌پیش‌بینی است. مسیر داستان از ابتدا تا انتها تقریباً مشخص است و تعلیق واقعی شکل نمی‌گیرد. هرجا که امکان درام وجود دارد، فیلم آن را با دیالوگ‌های توضیحی و مستقیم خنثی می‌کند. نتیجه این است که تماشاگر به‌جای درگیر شدن، فقط شاهد عبور صحنه‌هاست.

تقسیم نقش اول میان چند شخصیت (کاوه، پری و دیگران) این امکان را می‌دهد که ابعاد مختلف فساد از نهادهای مالیاتی تا بدنه اقتصادی، مورد کنکاش قرار گیرد اما متاسفانه از این تمهید به خوبی استفاده نشده است.

از نظر اجرا، بازی‌ها قابل قبول‌اند اما نجات‌دهنده نیستند. بازیگران تلاش می‌کنند به شخصیت‌ها جان بدهند، اما وقتی شخصیت‌پردازی ضعیف است، بازی خوب هم اثر محدودی دارد. کارگردانی محافظه‌کارانه است و کمتر ریسک بصری یا روایی دیده می‌شود.

در نهایت، «کارواش» فیلمی است که می‌خواهد جسور باشد، اما بیش از حد محتاط است، می‌خواهد افشاگر باشد، اما عمیق نمی‌شود. فیلم احتمالاً برای هم‌فکرانش تأییدکننده است، اما برای مخاطبی که انتظار درام قوی و سینمای تأثیرگذار دارد، ناامیدکننده خواهد بود.

این اپیدمی فیلم‌های «مدعی جسارت اما خنثی» شاید بارزترین وجه فیلم‌های دوره چهل و چهارم جشنواره فجر است!

( امتیاز 1 از 5 )

امیر آقایی در فیلم کارواش ساخته احمد مرادپور

آندو

کارگردان: مرتضی رحیمی 
ترکیب بازیگران: فریبا کوثری، علیرام نورایی، قدرت‌الله ایزدی، مالک حدپور سراج، آوا دارویت، اسرافیل علمداری و ...

داستان فیلم، ادای دینی است به شهدای ایل بختیاری و بر پایه زندگی واقعی شهید نوجوان ۱۲ ساله، «ظفر خالدی» شکل گرفته است. شهید خالدی یکی از خردسال‌ترین شهدای کشور است که در منطقه عملیاتی شلمچه به همراه برادرش به شهادت رسید. 

فیلم با تمرکز بر دیدگاه یک کودک تلاش می‌کند تا زبان ساده و انسانی جنگ، دلدادگی‌ها، فداکاری‌ها و اثرات عاطفی و اجتماعی آن بر خانواده‌ها و کودکان را به تصویر بکشد. روایت «آندو» بیشتر از آنکه تمرکز بر صحنه‌های جنگ داشته باشد، بر روابط انسانی، امید و از دست دادن‌ها در بستر جنگ تأکید می‌کند و مخاطب را با چشم‌انداز کودکی مواجه می‌سازد که تحت تأثیر حوادث بزرگ‌سالانه قرار گرفته است.

فیلم «آندو» می‌خواهد روایتی انسانی و کودک‌محور از جنگ ارائه دهد، اما در عمل بیش از آنکه فیلم باشد، یک گزارش احساساتی و امن است. ایده‌ی نگاه کودکانه به جنگ تازه نیست و مشکل اصلی اینجاست که فیلم هیچ تلاشی برای بازخوانی یا عمیق‌تر کردن این زاویه دید نمی‌کند؛ فقط آن را تکرار می‌کند.

بزرگ‌ترین ضعف «آندو» فیلمنامه‌ای بیش از حد ساده‌سازی‌ شده است. داستان عملاً در یک خط حرکت می‌کند و درام به‌ندرت شکل می‌گیرد. فیلم به جای ساخت موقعیت‌های تأثیرگذار، به تحریک مستقیم احساسات متکی است: کودک معصوم، خانواده چشم‌انتظار، شهید گمنام. این عناصر بالقوه قدرتمندند، اما وقتی بدون پرداخت سینمایی کنار هم چیده می‌شوند، نتیجه بیشتر شبیه ملودرام سفارشی است تا تجربه‌ای ماندگار.

شخصیت‌ها عمق ندارند و اغلب کارکرد نمادین دارند. «آندو» نه به‌عنوان یک شخصیت مستقل، بلکه بیشتر به‌عنوان ابزاری برای انتقال پیام عمل می‌کند. تماشاگر کمتر فرصت می‌یابد با او زندگی کند یا جهان را واقعاً از نگاهش ببیند؛ فیلم مدام به ما می‌گوید چه احساسی داشته باشیم، به‌جای اینکه اجازه بدهد خودمان کشف کنیم.

قاب‌بندی‌ها و ریتم روایت تلویزیونی‌اند و فیلم هیچ جسارت بصری یا روایی خاصی از خود نشان نمی‌دهد. حتی لحظات بالقوه تکان‌دهنده، به‌دلیل پرداخت قابل پیش‌بینی، بی‌اثر می‌مانند. استفاده از لهجه اصیل لری و بازیگران بومی، از معدود نقاط قوت فیلم است که نتوانسته بر کلیت ضعیف اثر سرپوش بگذارد.

با وجود سوژه قدرتمند و حضور بازیگرانی مانند فریبا کوثری، این فیلم نتوانسته ارتباط عاطفی لازم را با مخاطب برقرار کند. ضعف دراماتیک و شخصیت‌پردازی سطحی، از جمله نقاط ضعف اصلی فیلم است.

( امتیاز 0.5 از 5 )

فیلم آندو ساخته مرتضی رحیمی

اردوبهشت

کارگردان: محمد داودی 
ترکیب بازیگران: حامد بهداد، شهرام حقیقت‌دوست، حدیث میرامینی، مرتضی ابلی، ستاره پسیانی، تورج الوند و ...

فیلم «اردوبهشت» روایتگر یک فاجعه واقعی و تلخ اجتماعی است که در اوایل دهه ۱۳۸۰ شمسی رخ داده و تمرکز آن بر پیامدهای انسانی و اجتماعی این رویداد است.

داستان حول محور شخصیتی به اسم شاه‌مهدی می‌چرخد، مردی که به‌ دلیل شرایط اقتصادی دشوار و بدهی‌های سنگین در تنگنا قرار دارد و همسرش خانه را ترک کرده است. هم‌زمان با این وضعیت نابسامان، دختر او به‌ همراه شش دختر دیگر در اردویی مدرسه‌ای در پارک شهر شرکت می‌کند، اما به‌طرز فاجعه‌باری همه آنها در آب غرق می‌شوند و ...

شاه‌مهدی که اکنون با قلبی شکسته و بار سنگین این تراژدی روبه‌رو است، در مواجهه با پیشنهادها و وسوسه‌های مختلف از جمله پیشنهادهای مالی و راه‌های آسان برای فرار از مسئولیت و فشارها و ... تصمیم می‌گیرد برای به‌دست آوردن حق‌خواهی و عدالت برای دخترش و خانواده‌اش مبارزه کند و از فرصت‌های ساده‌سازی‌ شده و فشارهای اجتماعی و اداری عبور کند و ...

فیلم «اردوبهشت» روی یکی از تلخ‌ترین و تکان‌دهنده‌ترین سوژه‌های اجتماعی دست می‌گذارد، اما مشکل دقیقاً همین‌جاست: فیلم بیش از آنکه سینما باشد، سوژه‌ محور و موقعیت‌ زده است. تراژدی آن‌ قدر بزرگ است که فیلمساز گمان کرده خود حادثه برای تأثیرگذاری کافی‌ست؛ نتیجه اثری است که درد را نشان می‌دهد، اما آن را دراماتیزه نمی‌کند.

فیلمنامه از ابتدا تا انتها در حال تکرار یک وضعیت است: پدری داغ‌دیده، فشارهای اجتماعی، مسیر پر پیچ‌وخم دادخواهی. اما این مسیر نه گسترش می‌یابد و نه عمق پیدا می‌کند. درام پیش نمی‌رود، فقط کش می‌آید. بسیاری از صحنه‌ها کارکرد روایی ندارند و صرفاً برای تأکید دوباره بر رنج طراحی شده‌اند، تأکیدی که بعد از مدتی اثرش را از دست می‌دهد.

شخصیت «شاه‌مهدی» با وجود بازی پرتلاش حامد بهداد، تک بعدی باقی می‌ماند. فیلمنامه هیچ‌ وقت اجازه نمی‌دهد او فراتر از «پدرِ عزادارِ خشمگین» ظاهر شود. نه گذشته‌اش جدی گرفته می‌شود، نه تضادهای درونی‌اش. دیگر شخصیت‌ها هم اغلب در حد تیپ‌های آشنا می‌مانند: مسئول بی‌مسئولیت، آدم دلسوز بی‌اثر، اطرافیان خنثی و ...

کارگردانی بیش از حد محتاط است، فیلم از نظر بصری جسارتی ندارد و ریتم کند آن، به‌جای تعمیق فضا، مخاطب را خسته می‌کند. حتی لحظات بالقوه انفجاری احساسی، به‌دلیل پرداخت مستقیم و قابل‌پیش‌بینی، به نقطه اوج نمی‌رسند.

در نهایت، «اردوبهشت» فیلمی است که به سوژه‌اش تکیه کرده، نه به سینمایش. نیت اجتماعی فیلم قابل احترام است، اما احترام به تماشاگر ایجاب می‌کرد که این تراژدی با دقت، ظرافت و خلاقیت بیشتری روایت شود.

«اردوبهشت» دردناک هست، اما عمیق نیست؛ تلخ هست، اما ماندگار نمی‌شود. و این دقیقاً همان جایی است که فیلم کم می‌آورد و بیشتر این ضعف از فیلمنامه کاظم دانشی و محمد داودی است که اتفاقا در زمینه فیلمنامه نویسی کم تجربه نیستند!

( امتیاز 2 از 5 )

حامد بهداد در فیلم اردوبهشت ساخته محمد داودی

 

حاشیه‌های روز دهم در سینما رسانه

** در این روز از سلاف فواخرجی که برای تماشای فیلمش «سرزمین فرشته‌ها» شب گذشته، ۱۹ بهمن ماه از مصر به ایران آمد تجلیل شد.

علیرضا زاکانی (شهردار تهران)، مهدی چمران (شورای شهر تهران) و اعلمی (رییس سازمان فرهنگی و هنری شهرداری)، منوچهر شاهسواری (دبیر جشنواره فیلم فجر ملی)، محمدمهدی دادمان (مدیر حوزه هنری) و جعفریان (رییس سازمان سینمایی سوره) به همراه رائد فریدزاده (رئیس سازمان سینمایی، منوچهر محمدی (تهیه کننده) و بابک خواجه پاشا (کارگردان) و ... حضور داشتند و هرکدام از خانم سلاف فواخرجی تقدیر کردند.

سلاف فواخرجی گفت: اولین بار است که فیلم را دیدم و برای دیدنش هم ترس داشتم و هم شوق. حالا که دیدم تحت تأثیر آن هستم و به آن خیلی افتخار می‌کنم. من هم از روز اولی که برای فیلم صحبت شد، فکر می‌کردم به اینکه، کاری برای ارائه در روز قیامت داشته باشیم.

وی افزود: افتخار میکنم در ایران و بین شما هستم. از آقای محمدی تشکر ویژه می‌کنم که در طول ساخت فیلم، مثل پدر تمام جزییات را زیر نظر داشت‌ و بابت ایمانی که پشت این پروژه‌ بود از کارگردان و دست‌اندرکاران و سرمایه‌گذاران سپاسگزارم.

در بخش دیگری از این مراسم وائل رمضان کارگردان و همسر سلاف گفت: به نظرم فیلم فوق‌العاده بود که تلاش تمام عوامل، آن را خلق کرده است.

او با اشاره به اینکه «نکته مهم سینمای ایران پرداخت به مسایل انسانی است» بیان کرد: هر کسی از آشنا و غریبه وقتی شنید که سلاف قرار است به اینجا سفر کند به او توصیه کردند که ایران نیاید, ولی او بخاطر وفاداری به فیلم و گروه گفت، «هزینه این حضور را هر چه باشد میپذیرم چون الان یک ایرانی هستم.»

در پایان این مراسم هدایایی سلاف فواخرجی اهدا شد.

تقدیر از سلاف فواخرجی بازیگر سوری با حضور مقامات

** در روز دهم مراسم بزرگداشت محسن روشن، اسفندیار شهیدی و آزیتا لاچینی هم در چهل‌ و چهارمین جشنواره فیلم فجر برگزار شد.

آزیتا لاچینی -بازیگر سینما و تئاتر- در سخنان کوتاهی با ابراز خوشحالی از حضور در این مراسم گفت: زندگی‌نامه‌ام را بارها خوانده‌اید و می‌دانید چگونه زندگی را گذرانده‌ام. باز هم شاکر خداوند هستم.

** اسفندیار شهیدی (مدیر فیلمبرداری سینما) به دلیل بیماری در بیمارستان به سر می برد  و به جای او دخترش به روی صحنه آمد و ضمن دریافت لوح تقدیر پدر، پیام صوتی را از اسفندیار شهیدی پخش کرد که متن این پیام بدین شرح بود:

«بسم‌الله الرحمن الرحیم. خدمت همه دوستان و یاران عزیز، بعد از حدوداً ۴۰ سال یادی از من حقیر سراپا تقصیر کردید که دیر هم نشده است. من اینجا در گوشه بیمارستان افتاده‌ام و می‌بینم که یادی از من می‌کنید؛ بسیار خوشحال و شادمانم.

واقعاً دلم می‌خواست در این لحظه کنار شما باشم و به بحث‌های شیرین و پُرمحتوای شما گوش بدهم و لذت ببرم، اما نشد. ان‌شاءالله سال آینده در خدمت همه شما خواهم بود. همه شما را می‌بوسم و برایتان آرزوی موفقیت دارم. کوچک همه شما، شهیدی. والسلام علیکم و رحمه‌الله و برکاته.»

دختر اسفندیار شهیدی در حال پخش پیام صوتی پدرش

دختر اسفندیار شهیدی در حال پخش پیام صوتی پدرش

** در نشست فیلم «کارواش» بهروز مفید تهیه‌کننده، عباس نعمتی نویسنده و احمد مرادپور کارگردان حضور داشتند. بهروز مفید گفت: بحث پولشویی بحث مهمی است مردم ما با پولشویی آشنا هستند، اما با مکانیزم آن آشنا نیستند.

پولشویی برخلاف اختلاس و گران‌فروشی که ملموس است، شکلی ملموس ندارد، پولشویی عامل فساد اقتصادی نیست بلکه زمینه‌ساز آن است. پول‌شویی ردپای پول‌های آلوده را گم می‌کند، کشوری که این‌همه بحران و فشار اقتصادی دارد و بخشی از جامعه آن دردمند هستند نیاز به اطلاعات زیادی در این باره دارد.

ما نخواستیم «کارواش» یک فیلم جنجالی و هیجانی باشد بلکه خواستیم فیلمی بسازیم که وقتی تمام می‌شود بخشی از مشکلات را نمایش دهد. طبقه متوسطی وجود دارد که در حال از بین رفتن است و باید به آنها فکر کرد. من نسبت به فیلم حسم‌ خوب است اما دنبال جایزه هم نیستم فکر می‌کنم حرفی را که می‌خواستیم بزنیم مطرح کردیم.

** احمد مرادپور کارگردان اثر هم با تسلیت به خانواده‌های داغدار ناآارامی‌های دی ماه مطرح کرد: فیلمنامه‌ای که عباس نعمتی نوشته بود از موضوعات ملتهب بود و زندگی و معیشت مردم را نشان می‌داد، همین باعث شد علاقه‌ام به فیلمنامه بیشتر شود.

** عباس نعمتی نویسنده هم گفت: اگر با دیدن این فیلم مخاطب یاد پرونده خاصی بیفتد عملا افشاگری است. این فیلم به ریشه‌های موضوع می‌پردازد نه معلول‌ها. صادقانه بگویم من از ۵۰ اقتصاددان، حقوقدان و کسانی که در این حوزه کار کرده بودند مشورت گرفتم. برخی دیالوگ‌ها برای من نیست بلکه مستقیماً صحبت‌هایی است که مطرح شده است.

نعمتی درباره شخصیت قاضی گفت: به نظرم قاضی فیلم خیلی ملموس بود من یکی دو سال فقط به اداره پولشویی می‌رفتم تا ببینم چگونه می‌شود از آن فیلم درآورد. در ۱۵ سال گذشته ۱۵ میلیون به فقرای کشور اضافه شده است. پس باید در سینمای ایران خودش را نشان می‌داد، چه شده که عده‌ای عین جاروبرقی، پول را از جیب مردم بیرون می‌کشند. ما با قاضی‌های زیادی صحبت کردیم که موضوع فیلم دغدغه آنها بود.

** مرادپور گفت: موضوعات اقتصادی خیلی پیچیده است و نمی‌شود در درام آن را توضیح داد. ما در این فیلمنامه موضوع را ساده کردیم چون ممکن است خیلی‌ها ندانند پولشویی چیست اما آثار پولشویی مثل تورم و گرانی را درک می‌کنند.

** مرادپور گفت: من به کسانی که می‌گویند فیلم شعاری و دم دستی است احترام می‌گذارم ولی واقعیت این است که وقتی کار را شروع کردیم سعی کردیم از شعار پرهیز کنیم و محصول هم آینه باشد و دردها را نشان بدهد و هم هشدار باشد تا جلوی این موضوعات گرفته شود.

موضوع دستگاه‌های پوز را در این فیلم داشتیم که یکی از ساده‌ترین اتفاقات پولشویی است، اینقدر ساده است که ما خطرش را حس نمی‌کنیم، پولشویی همیشه در برج‌ها و اتاق‌های بزرگ رخ نمی‌دهد در کارواش و دستگاه‌های پوز رخ می‌دهد. افرادی با رانت و پولشویی آنقدر تمیز کار می‌کنند که به نظر ما ساده می‌آید.

** مفید در پاسخ به شعاری بودن دیالوگ‌ها بیان کرد: اینکه عادت کرده‌ایم فیلمی را خوب بدانیم که آخر سر یکی را از بالا به زیر بکشد خوب نیست و ما دنبال این نبوده‌ایم. شب گذشته ۱۵ مسئول کشوری فیلم را دیده‌اند، شنیده‌ام دفتر ریاست‌جمهوری هم خواسته فیلم را ببیند. پس فیلم کار خودش را کرده است. هنوز جرثومه فساد وجود دارد. من از کار دفاع می‌کنم یعنی چه در آگاه بخشی و چه برخورد با عوامل فساد تلاش کرده است.

** در نشست خبری فیلم «آندو» مرتضی رحیمی کارگردان فیلم با اشاره به از دست دادن برخی عزیزان در ناآرامی‌های دی ماه ابراز امیدواری کرد که دیگر شاهد چنین اتفاقاتی نباشیم و گفت: همه ما در قبال آنچه رخ می‌دهد شریک هستیم و باید مراقب باشیم این اتفاقات تکرار نشود.

او با گرامیداشت یاد شهدای دفاع مقدس و به‌ویژه شهید ظفر خالدی، از حمایت‌های صورت‌گرفته برای تولید این اثر سخن گفت و افزود: این فیلم با تکیه بر سرمایه شخصی و با هدف ادای دین به شهدای بسیج و دفاع مقدس ساخته شد. سه سال برای ساخت آن تلاش کردیم و با وجود سختی‌ها پای کار ایستادیم.

** کارگردان «آندو» در بخش دیگری از سخنانش به موضوع بودجه‌های سینمایی اشاره کرد و با طرح پرسشی انتقادی گفت: باید از برخی دوستان پرسید بودجه‌هایی که برای بعضی فیلم‌ها اختصاص می‌یابد، چه سرنوشتی پیدا می‌کند؟ آیا واقعاً چند نفر نوجوان شهید، ارزش این مبالغ را نداشتند که برخی می‌پرسند چرا از این فیلم‌های کلیشه‌ای می‌سازید؟

** رحیمی با تاکید بر اینکه سازندگان «آندو» بدون اتکا به بیت‌المال و با هزینه شخصی فیلم را تولید کرده‌اند، اظهار کرد: ما هیچ ادعایی نداشتیم، فقط تلاش کردیم کاری انجام دهیم که ادای دِینی به شهدا باشد.

این کارگردان در پایان با اشاره به برخی دلخوری‌ها و دوگانگی‌ها در میان هموطنان، بر ضرورت حفظ وحدت و پرهیز از قرار گرفتن در مقابل یکدیگر تاکید کرد و گفت: نباید اجازه دهیم میان ما فاصله بیفتد؛ همه ما هموطن هستیم.

** علیرضا سبط‌ احمدی تهیه‌کننده فیلم «آندو» گفت: این اثر تنها به صحنه‌های نبرد نمی‌پردازد، بلکه به آسیب‌هایی که جنگ به مردم عادی، به‌ویژه زنان و کودکان وارد می‌کند نیز توجه دارد. در هر جنگی، نخستین قربانیان کودکان و زنان هستند و ما تلاش کردیم این واقعیت را به تصویر بکشیم.

** سبط‌ احمدی در پایان تاکید کرد: به‌عنوان یک فعال فرهنگی و تهیه‌کننده سینما و تلویزیون، وظیفه خود می‌دانم فارغ از هر گرایش سیاسی، حرمت عزیزانی را که جان خود را برای این کشور فدا کردند، حفظ کنیم و یادشان را زنده نگه داریم.

** مهدی سجادپور نویسنده فیلم «آندو» با بیان اینکه شخصیت اصلی فیلم پسری ۱۱ ساله است، افزود: در آن سال‌ها نوجوانانی در همین سن‌وسال حضور داشتند. البته در روایت فیلم، برخی جزئیات برای پیشبرد قصه تغییر یافته است، اما تلاش کردیم چارچوب کلی و فضای اثر به واقعیت نزدیک بماند.

این نویسنده با اشاره به اندوه و تلخی‌های جنگ گفت: همه ما نسبت به آنچه در ناآرامی‌های دی‌ماه اخیر اتفاق افتاد، احساس اندوه داریم و امیدواریم این غم و رنج از زندگی مردم دور شود.

سجادپور در عین حال تاکید کرد که جان‌های از دست رفته همچنان با جامعه همراه است و نباید در روایت‌های رسمی و سینمایی نادیده گرفته شود.

** نشست خبری فیلم «اردوبهشت» که یکی دیگر از آثار تلخ این جشنواره بود، با حضور کاظم دانشی (تهیه‌کننده و نویسنده) و محمد داودی (نویسنده و کارگردان) با اجرای سونیا پوریامین برگزار شد و دانشی با اشاره به تهیه‌کنندگی مشترک خودش و محمد احمدی بیان کرد که احمدی نتوانسته به دلیل بیماری مادرش به نشست خبری بیاید.

** محمد داودی در ابتدای صحبت خود به روح ۶ دختر دانش‌آموزی که سال ۱۳۸۱ در حادثه پارک شهر (موضوع اصلی فیلم) و نیز کسانی که در حوادث اخیر جان خود را از دست دادند ادای احترام کرد.

** در پاسخ به اینکه چرا سراغ وقایع نزدیکتر مثل سانحه اتوبوس خبرنگاران نرفته توضیح داد: اردوبهشت فقط مال سال ۸۱ نیست و هر زمان و جای دیگر هم می‌تواند اتفاق بیفتد. برای ما مهم پشت قضیه بود نه اینکه بخواهیم یک تاریخ نگاری صرف انجام دهیم. می‌خواستیم قصه‌ای عدالت‌خواهانه و حق طلبانه را از خانواده‌ای که حق آن نادیده‌ گرفته شده، نشان دهیم.

** داودی درباره برخی شباهت‌ها به وقایع مختلف جامعه در سالهای گوناگون توضیح داد: اینکه همیشه (پوشیدن) رخت مشکی و فاجعه، ادامه‌دار می‌شود بر گردن فیلمساز نیست، این‌ها باید بیرون از سینما حل شود. سینماگر ناظر است و این دست تقدیر است که با برخی وقایع شبیه می‌شود.

** دانشی هم در این زمینه با اشاره به اینکه قرار بوده در سال ۱۴۰۱ این فیلم ساخته شود ادامه‌ داد: در آن به دلیل آنکه که گفتند در مقطع حساس هستیم امکان ساخت فراهم نشد. یک سال بعد هم نشد و سال ۱۴۰۳ که دولت عوض شد یکی از مدیران قبلی سازمان سینمایی زنگ زد و اعلام کرد که همراه خودش فیلم را بسازیم و وقتی پرسیدم که قبلا به آن مجوز نمی‌دادند گفت فضا باز شده است. با این حال دوباره خوردیم به یک شرایط حساس کنونی دیگر و بخش‌های از فیلم با این وقایع اخیر برخورد کرد.

او با بیان اینکه «به نظرم ایرادی ندارد اگر به شرط صداقت بتوانیم از هر زمانی فیلم بسازیم» گفت: ما سعی کردیم با کمترین سانسور فیلم را پیش ببریم، در حالی که می‌خواستند دخترهای داستان را پسر کنیم و به همین دلیل ابتدا مجوز ندادند و ساخته نشد.

** دانشی و داودی در پاسخ به اینکه چرا با وجود دستور رییس‌جمهور وقت (سیدمحمد خاتمی) در آن مقطع که عکسش در هیچ جایی نصب نشود در صحنه‌های دادگاه عکس او را به دیوار زده بودند، گفت: ما در این مورد تحقیق کردیم و عکس نصب می‌شد.

داودی در پایان این نشست بیان کرد: یکی از حسرت های من نبودن حامد بهداد در اینجاست چون هر جایی که اشک ریخته واقعی بوده و به معنای واقعی در فیلم عزادار بود.‌ البته از دیگر عوامل گروه هم تشکر میکنم.

ارسال به دوستان
چگونه از صحت لینک‌ها در فضای مجازی مطمئن شویم؟ بیش از ۷۰ درصد اراضی پادگان ۰۶ پایتخت به پارک عمومی تبدیل می‌شود هشدار گوگل: زیرساخت‌های دیجیتال باید برای تهدیدهای عصر کوانتوم آماده شوند پیشنهاد دیپلمات پیشین: ظریف را به تیم مذاکره با آمریکا اضافه کنید رهبری تحول‌آفرین در مراکز درمانی: چگونه تیم خود را به رشد پایدار برسانید؟ هزینه‌های سنگین جنگنده F-35، متحدان آمریکا را فراری می‌دهد تقدیر فرماندهی «سنتکام» از ارتش لبنان برای منهدم کردن تونل‌های حزب‌الله جاسوس رستوران‌ها اواخر سال ۲۰۲۶ از راه می‌رسد! میوه‌های مفید برای مبتلایان به سرطان امروز با حافظ: صدهزاران گل شکفت و بانگِ مرغی برنخاست غول ایرباس به آخر خط رسید / پایان افسانه نهنگ سفید در آسمان چرا هنگام مکالمه صدای خش‌خش یا اکو می‌شنویم + راهکارهای بهبود کیفیت تماس روز دهم جشنواره فجر چهل و چهارم در سینما رسانه ؛ فیلم‌ها و حاشیه‌ها (+عکس) خارش کف پا از دید پزشکی؛ از خشکی پوست تا اختلالات داخلی بدن ۱۸ هزار برگ سند از وزیر سه پادشاه قاجار منتشر شد