۲۹ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۹ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۷:۵۵
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۶۱۲۵۳۹
تاریخ انتشار: ۰۸:۴۹ - ۱۰-۰۳-۱۳۹۷
کد ۶۱۲۵۳۹
انتشار: ۰۸:۴۹ - ۱۰-۰۳-۱۳۹۷

سوسن به من پیشنهاد کرد صیغه مردی شوم و پولی از او بگیرم و بعداز جداشدن صیغه مرد دیگری شوم

وقتی بعد از پرس و جو فهمیدم سوسن مقداری پول به آن مردی بدهکار است که قرار بود مرا به عقد خودش درآورد، تازه فهمیدم همه حرف های او برای جدایی از عباس به همین منظور بود تا با این نقشه، من به جای بدهکاری او با آن مرد ازدواج کنم.

خراسان نوشت: زن جوانی که به اتهام تهمت و افترا به کلانتری احضار شده بود، درحالی که بیان می کرد آتش انتقام را شعله ور کردم اما شعله های وحشتناک این آتش مرا هم سوزاند، درباره چگونگی وقوع ماجرا به کارشناس و مددکار اجتماعی کلانتری مشهد توضیح داد.

وی گفت: از روزی که پا به خانه «عباس» گذاشتم و زندگی مشترکم را آغاز کردم حتی یک روز خوش را به یاد ندارم، او آن قدر غرور داشت که حرف هیچ کس را قبول نمی کرد و به هر بهانه ای مرا زیر مشت و لگد می گرفت. عباس دست بزن داشت، با وجود این، هر بار که مرا کتک مفصلی می زد از کارش پشیمان می شد و عذرخواهی می کرد اما باز هم چند ساعت بعد دوباره کتک کاری هایش شروع می شد.

در این میان سوسن خانم سنگ صبورم شده بود. او در همسایگی ما زندگی می کرد و ساعت ها پای درد دل من می نشست. با آن که خودش نیز اختلافات زیادی با همسرش داشت اما هیچ گاه حرفی از طلاق نمی زد ولی با ساختن رویاهای زیبایی در ذهن من، تشویقم می کرد تا از عباس طلاق بگیرم.

او چنان از زیبایی و جوانی من سخن می گفت که انگار الان چند شاهزاده سوار بر اسب سفید، منتظر رقابت بر سر خواستگاری از من هستند. خلاصه آن قدر تحت تاثیر حرف های شیطانی او قرار گرفتم که در نهایت با بخشیدن مهریه ام از عباس جدا شدم و حضانت فرزندم را نیز قبول کردم.

روزها می گذشت و من در تنگناهای مشکلات اقتصادی و بی پولی قرار گرفته بودم اما نه تنها از آن شاهزاده های خوش تیپ خبری نبود بلکه معتاد کارتن خوابی هم به خواستگاری ام نیامد. هر روز زندگی بر من سخت می گذشت و به خاطر بیکاری، نمی توانستم هزینه های زندگی خود و فرزندم را تامین کنم. در این شرایط بود که از سوسن خانم خواستم چاره ای برایم پیدا کند اما با پیشنهاد وقیحانه او روبه رو شدم. سوسن از من خواست به عقد موقت مردی در آیم و پس از پایان مدت عقد موقت، پولی از آن مرد بگیرم و دوباره با فرد دیگری ازدواج کنم.

وقتی بعد از پرس و جو فهمیدم سوسن مقداری پول به آن مردی بدهکار است که قرار بود مرا به عقد خودش درآورد، تازه فهمیدم همه حرف های او برای جدایی از عباس به همین منظور بود تا با این نقشه، من به جای بدهکاری او با آن مرد ازدواج کنم.

تحمل این حرف ها برایم آن قدر سخت بود که تصمیم گرفتم از سوسن انتقام بگیرم. می خواستم چهره واقعی او و برخی ارتباطاتش را برای همسرش نمایان کنم و این گونه زندگی اش را به نابودی بکشانم. آرام آرام به صورت پیامکی و تلفنی با همسر سوسن ارتباط برقرار کردم تا اعتمادش را جلب کنم اما او موضوع را با همسرش در میان گذاشته بود. بدین ترتیب آن ها با ضبط مکالمات و پرینت پیامک ها، از من شکایت کردند .

برچسب ها: صیغه ، طلاق
ارسال به دوستان
معمای اعداد جادویی هسته‌ای سرانجام حل شد امروز با سعدی: در این زمانه دل شادمان کم‌ است کدام کشورها بیشترین شعبه‌های رستوران مک‌دونالد را دارند؟ (+ اینفوگرافیک) افسردگی؛ پیش‌علامت پارکینسون و زوال عقل راه قطعی تشخیص کبد چرب کدام است؟ آزمایش یا سونوگرافی؟ هشدار دانشمندان: وضعیت اقلیمی زمین به نقطه بی‌بازگشت نزدیک شده است سکنجبین؛ نوشیدنی پیشنهادی طب ایرانی برای تعادل مزاج در رمضان هفت خوراکی که بهتر است همین حالا در برنامه غذایی‌تان بگنجانید شلیک مرگبار از لوله اژدر؛ زیردریایی‌های مخفی چین به سرعت هایپرسونیک رسیدند! زنجبیل یا نعناع؛ کدام یک برای رفع حالت تهوع بهتر است؟ پهلوی‌ها به روایت دست اول یک شاهزاده قاجاری مغز چگونه کلمات را تفکیک می‌کند؟ کشف سیگنالی که نقش کلید اسپیس را دارد سکته هشداردهنده چیست؟؛ در صورت داشتن این علائم فوراً به اورژانس زنگ بزنید! جزئیات خواندنی آخرین ناهار بختیار در کاخ نخست‌وزیری قبل از فرار چرا عربستان و امارات با وجود بیابان‌های وسیع، سالانه میلیون‌ها تن شن و ماسه وارد می‌کنند؟