۲۸ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۸ بهمن ۱۴۰۴ - ۰۲:۰۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۱۵۲۴
تاریخ انتشار: ۰۸:۳۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۱۵۲۴
انتشار: ۰۸:۳۹ - ۲۷-۱۱-۱۴۰۴

از امید به توافق تا انتظار فروپاشی؛ معنای اجتماعی یک نظرسنجی

از امید به توافق تا انتظار فروپاشی؛ معنای اجتماعی یک نظرسنجی
به بیان علمی، نتایج این نظرسنجی بیش از آنکه پیش‌بینی یک رخداد باشد، شاخص یک وضعیت اجتماعی است: جامعه‌ای که آینده تدریجی را ناممکن تصور می‌کند، به طور ناخودآگاه خود را برای گسست (فروپاشی) آماده می‌کند.

عصر ایران؛ علیرضا سلطانی - اخیرا سایت خبری ـ تحلیلی عصر ایران نظرسنجی‌ای برگزار کرده  و از مخاطبان خواشته پیش بینی خود را نسبت به نتیجه مذاکرات ایران و آمریکا در یک ماه آینده بیان کنند. 

نتیجه قابل توجه بود: حدود 79 درصد پاسخ‌دهندگان معتقد بودند توافقی حاصل نخواهد شد و تنها حدود 21 درصد احتمال تحقق توافق را مطرح کردند.

در ظاهر این فقط یک پیش‌بینی سیاسی است؛ اما در متن شرایط موجود معنایی فراتر دارد. وقتی فضای عمومی مملو از هشدارهای تنش و تهدیدهای متقابل است، باور غالب به شکست مذاکره عملاً به معنای پذیرش سناریوی بحران حاد ـ و در ذهن بسیاری، جنگ ـ است. بنابراین این داده صرفاً تحلیل روابط خارجی نیست، بلکه نشانه‌ای از وضعیت ذهنی جامعه است: نوعی انتظار برای رخداد پرتنش به جای امید به حل تدریجی اختلافات.

با توجه به اینکه چنین نظرسنجی‌ای در بستر یک رسانه اینترنتی انجام شده و مشارکت‌کنندگان آن عمدتاً از طبقه متوسط شهری هستند ـ طبقه‌ای که معمولاً به ثبات اقتصادی، مذاکره و پرهیز از درگیری گرایش دارد ـ نتیجه به‌مراتب معنادارتر می‌شود. بدبینی این طیف در واقع شاخصی از نگرانی و ناامیدی اجتماعی است.

 جامعه‌ای که پیش‌تر امید به توافق را راه طبیعی عبور از بحران می‌دانست، اکنون سناریوی شکست را طبیعی‌تر تلقی می‌کند. برای فهم علمی این وضعیت باید آن را در چارچوب نظریه‌های جامعه‌شناسی مدرن تحلیل کرد.

آنتونی گیدنز مفهوم «امنیت هستی‌شناختی» را به‌عنوان شرط ثبات زندگی اجتماعی مطرح می‌کند. انسان‌ها برای کنش عادی روزمره نیاز دارند آینده را قابل پیش‌بینی تصور کنند. اعتماد به استمرار نظم اجتماعی باعث می‌شود افراد برنامه‌ریزی اقتصادی، شغلی و خانوادگی انجام دهند.

وقتی این قابلیت پیش‌بینی تضعیف شود، جامعه وارد وضعیت «ناامنی وجودی» می‌شود. در این وضعیت، مسئله اصلی دیگر یک مشکل مشخص نیست؛ بلکه خود آینده مبهم و تهدیدآمیز به نظر می‌رسد. ذهن جمعی برای رهایی از این ابهام به سمت سناریوهای قطعی حرکت می‌کند. فاجعه یا جنگ از نظر روانی قابل فهم‌تر از آینده نامعلوم است.

نتیجه نظرسنجی دقیقاً چنین وضعیتی را نشان می‌دهد. اکثریت پاسخ‌دهندگان نه صرفاً بدبین به یک توافق خاص، بلکه بدبین به امکان حل تدریجی مسئله‌اند. آنها آینده را نه در قالب فرآیند، بلکه در قالب یک گسست ناگهانی تصور می‌کنند. بنابراین «عدم توافق» در اینجا فقط یک گزینه دیپلماتیک نیست؛ نماد فروپاشی افق پیش‌بینی‌پذیر آینده است.

نتایج نظرسنجی عصر ایران
 از مجموع 23 هزار نظر، پیش بینی 79 درصد "عدم توافق" و 21 درصد "انجام توافق" است

نظرسنجی

ماکس وبر در عین حال  پایداری نظم سیاسی را وابسته به باور عمومی به مشروعیت می‌دانست. مشروعیت به این معناست که جامعه اطمینان داشته باشد سازوکارهای تصمیم‌گیری قادرند بحران‌ها را مدیریت کنند. هنگامی که این باور تضعیف شود، مردم به جای تحلیل تصمیمات، پیامدهای منفی را قطعی فرض می‌کنند.

در چنین شرایطی پیش‌بینی‌های اجتماعی تغییر می‌کند:

افراد دیگر نمی‌پرسند «چه توافقی شکل می‌گیرد؟» بلکه می‌پرسند «چرا توافق شکل نخواهد گرفت؟»

اکثریت قاطع پاسخ‌دهندگان که شکست مذاکرات را محتمل دانسته‌اند، در واقع بیانگر کاهش اعتماد به کارآمدی سازوکارهای حل مسئله هستند.

مهم این نیست که آیا واقعاً توافقی رخ می‌دهد یا نه؛ مهم آن است که جامعه انتظار موفقیت ندارد. در چارچوب وبر، این نشانه تضعیف مشروعیت کارکردی است: کاهش باور به توانایی نظم سیاسی برای تولید نتیجه پایدار.

یورگن هابرماس نیز  ثبات جامعه را وابسته به امکان گفت‌وگوی عقلانی می‌داند. وقتی شهروندان باور داشته باشند اختلافات از طریق مذاکره قابل حل است، نظم اجتماعی پایدار می‌ماند. اما اگر گفت‌وگو بی‌اثر تصور شود، جامعه وارد «بن‌بست سیاسی» می‌شود.

در بن‌بست سیاسی، مردم دیگر درباره مطلوب بودن یا نبودن یک سیاست بحث نمی‌کنند؛ بلکه اصل امکان حل را منتفی می‌دانند.

 پاسخ‌های نظرسنجی دقیقاً چنین وضعیتی را بازتاب می‌دهد: اکثریت نگفته‌اند توافق بد است، بلکه گفته‌اند رخ نخواهد داد. این یعنی ذهن جمعی راه‌حل سیاسی را غیرواقعی تلقی می‌کند.

در چنین شرایطی، سناریوهای قهری جایگزین سناریوهای تفاهمی می‌شوند. انتظار جنگ یا بحران نه به دلیل تمایل به درگیری، بلکه به دلیل باور به بسته بودن مسیرهای سیاسی شکل می‌گیرد.

ترکیب سه چارچوب نظری تصویر نسبتاً دقیقی ارائه می‌دهد:

•  در سطح روانی (گیدنز): آینده قابل پیش‌بینی از میان رفته است.

•  در سطح سیاسی (وبر): اعتماد به توان حل مسئله کاهش یافته است.

•  در سطح ارتباطی (هابرماس): باور به کارآمدی گفت‌وگو تضعیف شده است.

برآیند این سه، جامعه‌ای است که به جای امید به روند تدریجی، انتظار رویداد قاطع دارد. بنابراین نتیجه نظرسنجی بیش از آنکه درباره مذاکرات باشد، درباره ذهنیت اجتماعی است.

اکثریت جامعه نه صرفاً احتمال شکست را بالا می‌دانند، بلکه آن را وضعیت طبیعی می‌پندارند. این وضعیت بیانگر گذار از بدبینی سیاسی به اضطراب اجتماعی است. بدبینی سیاسی قابل اصلاح است؛ اما اضطراب اجتماعی می‌تواند خود به عامل تشدید بحران تبدیل شود، زیرا رفتارهای اقتصادی، سرمایه‌گذاری و اعتماد عمومی را تغییر می‌دهد.

نظرسنجی نشان می‌دهد مسئله اصلی صرفاً روابط خارجی نیست، بلکه ادراک جامعه از آینده است. جامعه‌ای که پیش‌تر مذاکره را راه‌حل محتمل می‌دانست، اکنون شکست را بدیهی می‌پندارد. در چارچوب نظریه‌های گیدنز، وبر و هابرماس این وضعیت نشانه تضعیف امنیت روانی، اعتماد نهادی و افق گفت‌وگو است.

به بیان علمی، این داده بیش از آنکه پیش‌بینی یک رخداد باشد، شاخص یک وضعیت اجتماعی است: جامعه‌ای که آینده تدریجی را ناممکن تصور می‌کند، به طور ناخودآگاه خود را برای گسست آماده می‌کند. چنین وضعیتی برای هر جامعه‌ای نگران‌کننده است، زیرا نشان می‌دهد بحران پیش از آنکه در عرصه سیاست رخ دهد، در سطح ذهن جمعی شکل گرفته است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان