۲۳ بهمن ۱۴۰۴
به روز شده در: ۲۳ بهمن ۱۴۰۴ - ۲۳:۳۰
فیلم بیشتر »»
کد خبر ۱۱۴۰۲۹۶
تاریخ انتشار: ۱۳:۱۱ - ۲۲-۱۱-۱۴۰۴
کد ۱۱۴۰۲۹۶
انتشار: ۱۳:۱۱ - ۲۲-۱۱-۱۴۰۴

ایران و تاریخی که همین اکنون است

ایران و تاریخی که همین اکنون است
مفهوم خانه و منِ اینجایی و مای درگیر رنج و خاطره ی مشترک هنوز در جهان پررنگ است و تا رسیدن به بهشت بی مرز شاید به قدر عمر هزاران نوح نبی فاصله است و جهان چنین است.

عصر ایران؛ احسان اقبال سعید - معانی گاه چنان بدیهی و زودیاب در خاطر می آیند که خیال سهل‌پسند آدمی دمی هم برای تردید و بازیافتن آنان و البته تغییر و نیز تدبیری در روزآمد نمودنشان به خویش جستن و نیز جست زدن در ساحت اندیشه و هم سنگی اگر نه ریگی بر کوزه ی ترک برداشته و متروک انباشته های بی خطر خویش نمی زند و گامی در وادی شدن نمی نهد.

اما طوفان های مهیب بشری که نخست زاده ی عقل محال اندیش و مجنون آدمی و دیگر قدرت رویا و گام های تهمتن وار اوست چنان ستون عمارت کسری و نیز باورهای سترک را خاک می کند که ریگ های منقار طیور ابابیل با پیل های نجاشی نمودند و تاهنوز چنین است هم....

معنای وطن و وجوب تاریخی اش و نیز ماهوی یا مصنوع و دست‌ساز بودنش از آن مفاهیم یگانه است که سالیانی با خیال بشر هماوردی نموده و گاه ازلی/قدسی و لایق خون و جان درشمار آمده و گاه عارضی و مجسمه به مثل سامری که همه صداهایش نه از نوای گرم آدمی  و دم داوودی که اجبار زمانه و رخت تشابه بوده...

آدمیان به حکم جبر حیات اجتماعی برای در امان ماندن و نیز دانه و دام به چنگ آوردن و نهادن زیر سیه چادری و بر زمینی گرد آمدند و ستیز و گریز با طبیعت و دگر دسته های آدمیزادی و نیز تلاش برای فهم نادانسته های هراسناک حیات و پاسخ به اهرمن مرگ و تباهی، در کار تولید ادبیات و افسانه شدند و جغرافیا محمل و گاهواره بود تا  سنگی بر گوری بماند و باور و خاطره ای دالان تاریخ را بپیماید و از ما یک حسرت و حیرت و نیز تفاخر درازدامن به بلندای گیسوی لیلی و نیز هزاره ها در کار کند.

پیشتر و در کلام اهل نظر وطن یا سرزمین معنای امروزین را نداشت و گاه چون مولانا به صفحه ی گسترده ی درون آدمی تعبیر و تفسیر می شد و گاه بسان سعدی شیرین‌سخن، شیراز و کمی آنسوترش را در بر می گرفت و البته دنیای کهن با متر و مختصاتش کارکردها و دریافت ها و البته داوری های خودش را داشت و نمی توان از دل آن روز برای معانی امروزیین و نیز دردها و دشواری ها نسخه خواست که باید فرزند زمان خویش بود و بر مردگان تنها درنگی و گذری...

جهان تازه اما بر خاطره‌ی مشترک دیروزین بنا نهاده شده بود. بر آدمیانی که نخست گرد آمده اند و دیگر جنگیده اند تا وطن وطن شود. در افسانه یا تاریخ برآمدن کشورها  و حتی گاه در نواهای ملی آنها رد ستیز و وجود مای اهورایی و دیگری اهرمنی را به عیان و فراوانی می توانیم ببینیم. سرود ملی هلند می خواند این سرزمین زمانی وطن شد که اسپانیایی های خونریز را با مدد دلاوران نارنجی زینجا راندیم .

 بدون دیگری اهریمنی و اشغالگر، مفهوم ما نمی توانست بر بستری حریرین افتخار اجدادی و نیز تربت جانباختگان بر امر متعالی وطن پا بگیرد و نهال جوانبخت درخت کهنسال و پایدار شود.

طبعا در دریافت های این گونه تاریخ به تمامی روایت نمی‌شود و اساسا ظرفی چنین برای خوانش گفتار و رفتار رفتگان در دست نیست و بکار هم نمی آید و تاریخ برای ملت سازی و روایت امروزی باید متناسب،پرآب چشم،لبریز پیوستگی و دلیری و دارای امتداد و این زمانی روایت شود تا  از باده ی دوشینه سرمستی کنونی حاصل آید و البته چه خوب هم آمد و چه سکر مباحی......

جهان مدرن خاطره و سرزمین در اندیشه و با سرحدات جغرافیایی لرزان را دربند زمین و میله های مرزی نمود و خاطرات را تعمیم داد تا تمام اهالی از منتهای اشراق تا ابتدای آفاق برای بزرگی های در خاک شده و نیز ستم ستوران انیران و ترکان تنگ چشم بگریند و بخوانند "دریغ است ایران که ویران شود" و البته این جهان تازه اندیشه های تازه ای هم در خود پرورد که انسان تنها موجود عقل‌مند کیهان است و خیال و تردید  و گاه وهم فرزندان خلف و گاه سرکش عقلند...

کمونیسم و اندیشه عدالت محور قرن نوزدهم بر بنیادهای ملی تردید نمود و انسانها را در دو سرزمین رنجکش و رنج بر جای داد و غیر ان را برنتافت ،گاه خالص گرایان و جویندگان بهشت های الهیاتی هم بر باور و تنزه تاکید ورزیدند و زمین و جغرافیا را هیچ انگاشتند و سعدی هم سالها پیشتر گفته بود:

 سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست نکو
 نتوان مرد به سختی که من اینجا زادم

پاسخ های تازه به تردید در معنای وطن و معنای جهان‌وطنی تلخ بود و در پیش چشم و انسان،تمام سخنان برای گذر از خاک و رسیدن به آرمانشهر پشت دریاها در بهشت شداد سوسیالیستی و نیز شهر بی گناه الهیاتی که در آن هر آدم تنها برای آدم برادر است شد، گولاک و تبعید سیبری و نیز خیانت به وطنی که حتی در سرزمین شوراها و بهشت باور هم خیانت خوانده شد و نه بیشتر از آن...

نسل نخست کمونیست های ایرانی می پنداشتند جفای خان و محتسب و شهریار با رسیدن فرشته ی رحمت سوسیالیستی پایان می یابد و زجر تاریخی بشر هم...عارف برای همین نگاشت "ای لنین ای فرشته ی رحمت/ قدمی رنجه کن تو بی زحمت...

اما حقیقت تاریخ و امکانها تلخ تر از خیال نازک انسان رویاپرداز و خوشخیال و قاتل بی قصد بودند و دیدند آنچه باور نمی داشتند...عطالله صفوی نیا با پای تاولیتن و ترکه ی ارباب تنگ چشم و ضعیف کش بر پشت راه بهشت شوراها را در پیش گرفت و پنداشت تا به سرحد برادران برسد تنگ در آغوشش می گیرند و نان سهم آدم است و یک هم با یک برابر...اما دانست اینجا هم من و دیگر و ما و آنها با تمام شدتش شلتاق می کند و صورتها از سیلی ان نه سرخ که خونین و ورم کرده است.

تبعید شد و دشواری کشید و گوشه نشست و تا همیشه دیگری ماند...از آن روزها درد نوشته ای دارد با عنوان در ماگادان کسی پیر نمی شود و بخوانید تا بدانید در پس گله از روزگار  و بریدن از ریشه ها، فرج و مهر نیست که ظرف خون است و قفل های بزرگتر...

رویه باورگرایان هم هم که ارزش را نه در همزادی و یک جغرافیایی که در باور و هم آئینی میدانست در مواجه با زمین سخت حقیقت و پیچیدگی های جهان جدید دریافت که نمی توان و نمی شود که از بنیادها گذشت و چیز دیگر ساخت که منابع تا همیشه محدودند و خواستاران بسیار و جماعتی همیشه نامراد می مانند، پس وعده ی سیرابی همگان مگر با فروش قطعی سراب و شورآب دست کم در این جهان ممکن نیست.

تفاوت ها و بی خاطرگی ها چنان است که صدای تاری و نوای موذن زاده ای گاه کار بوی جوی مولیان را با امیر بخارا می کند و زه آب دیده می گشاید...بی وطنی و گذر از ایران هرگز نتوانسته دوام بیاورد و تبی وهم آلود و آلاینده ی اعتبار بود که کسانی برای زدودن آن از دامن مدتها دویدند و دویدند.

دکتر فضل الله رضا از نخستین خلبانان ایرانی زمانی با اختیار و اعتقاد به کشور شوراها با هواپیمای ایرانی در عشق آباد نشست و و رفت تا به آرمانی فراتر از وطن یا بی وطن خدمت کند و حقیقت را دریافت و دانست که مرز و خاطره و مادر و همبستگی چنان است که آنجا غریبه است و اینجا خائن و بازگشت و تا صد و اندی سال زیست و همیشه از وطن گفت و گویندگان بخش فارسی رادیو بی بی سی چون حسن موقر بالیوزی و ابوالقاسم طاهری در هیهات داستان نفت گفتند هرگز برعلیه دولت ملی دکتر مصدق با همه گلایه ها و گاه ندانستن هایش کلامی نخو.اهند گفت....

امروز هم  وطن تنها یک جغرافیا و تاریخ و نیز نازیدن و نالیدن از افتخار و تاریخی از دست شده یا در پیش نیست که منافع آنی و این زمانی نوع انسان ایرانی در ارتباط است.

هر جای دنیا که بروی مرز پررنگ است و داستان به بزنگاه و پل صراط تصمیم های هولناک که برسد میان ما و آنها فاصله است، جنگ که بشود و قحطی و جنایت تا همیشه مهاجران و غریبگان عامل اند و دیگر و تو در شهر خویش شهریاری و پاهایت با همه دشواری ها بر زمین استوار است که مفهوم خانه و من اینجایی و مای درگیر رنج و خاطره ی مشترک هنوز در جهان پررنگ است و تا رسیدن به بهشت بی مرز شاید به قدر عمر هزاران نوح نبی فاصله است و جهان چنین است.

پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر
ارسال به دوستان
ترامپ: باید با ایران به توافق برسیم عالی‌ترین مقام خدمات کشوری انگلیس در پی جنجال اپستین استعفا کرد درگ دیدنی شاسی بلند مطرح چینی با فراری پوروسانگوئه و نتیجه جالب آن (فیلم) کیا اسپورتیج؛ از کجا به کجا رسید (فیلم) ترامپ: فکر می کنم می توانیم با ایران در ماه آینده به توافق برسیم / این اتفاق باید به سرعت رخ دهد کارگاه تولید درپوش انجین موتور سیکلت و مراحل آن (فیلم) کمپین «QuitGPT»، جنگ جدید دنیای هوش مصنوعی بهترین روش ضدعفونی کردن میوه‌ها و سبزیجات زنجبیل؛ اطلاعات و هشدارهای مفید پیش از مصرف اکسیوس: عملکرد بایدن از ترامپ بهتر بود       مدیرعامل خبرگزاری قوه قضائیه: تعدادی از فعالان سیاسی بازداشت‌شده آزاد می‌شوند اسماعیل بقائی: ایران تصمیم رژیم صهیونیستی برای گسترش شهرک سازی غیرقانونی در کرانه باختری را محکوم کرد ۱۱ هزار نفر در نوار غزه زیر آوار یا مفقود هستند جزئیات قوانین جدید معافیت سربازی/ این افراد برای معاف شدن فقط تا پایان سال وقت دارند پزشکیان: نزدیک به ۳۰ هزار میلیارد تومان پول بادآورده به جیب وی.پی.ان فروش‌ها می‌ریزیم