عزیز غضنفری، جانشین معاون سیاسی سپاه، در یادداشتی با اشاره به ازسرگیری مذاکرات غیرمستقیم ایران و آمریکا در مسقط، سه مؤلفه «انسجام داخلی، اعتماد به تیم مذاکرهکننده و روایتسازی از اقتدار ملی» را پیششرط موفقیت در این مسیر دانست و تأکید کرد تمرکز مذاکرات صرفاً بر موضوع هستهای، نشانه تثبیت موضع جمهوری اسلامی ایران است.
به گزارش خبرآنلاین، عزیز غضنفری جانشین معاون سیاسی سپاه در یادداشتی در هفته نامه صبح صادق متعلق به معاونت سیاسی سپاه نوشت: بعد از سپری شدن چند ماه حساس و سرنوشتساز مجددا ایران و آمریکا مذاکرات غیر مستقیم خود را در مسقط از سر گرفتند. با بحث بر سر سه مفهوم کلیدی و راهبردی به نام انسجام، اعتماد و اقتدار به بررسی و ارزیابی دور جدید مذاکرات هستهای خواهیم پرداخت. موضوع سیاست خارجی از جمله موضوعاتی است که دقیقاً مرتبط با امنیت و منافع ملی ایران محسوب میشود و اگر بخواهیم یک جا را در عرصه سیاست بیابیم که کمترین و یا هیچ نسبتی با حوزه احزاب و گروههای سیاسی ندارد، همین مسائل و پروژههای سیاست خارجی است. در نتیجه انسجام عمومی و حداکثری و رویکردهای وحدت بخش برای آن که کار منافع ملی در عرصه سیاست خارجی پیش برود اهمیت چشمگیری دارد.
میان انسجام و وحدت ملی با تحقق اهدافی که تیم مذاکرهکننده در جریان مذاکرات هستهای با دولت بدعهد و غیر قابل اعتماد آمریکا دنبال میکنند رابطه تنگاتنگی وجود دارد. هیچ پروژهای در سیاست خارجی مادامیکه جامعهای دچار تفرقه و اختلاف است به سامان درستی نمیرسد. در این جا شرط موفقیت بستن باب تفرقه و اختلاف در داخل و قرار گرفتن در مسیری هست که رهبر معظم انقلاب از آن به اتحاد مقدس یاد کردند.
موضوع دوم اعتماد به تیم مذاکرهکننده است؛ این اعتماد به معنای این نیست که در داخل کشور بر سر مراعات خطوط قرمز و منافع ملی مطالبهای صورت نگیرد. حتی به معنای این هم نیست که نقدهای دلسوزانه و عالمانه در زمینه مدیریت پرونده هستهای مطرح نگردد. اما باید این نکته مهم را در نظر داشته باشیم که در نهایت به سربازان عرصه دیپلماسی کشور اعتماد کنیم. فرض را بر این بگذاریم که تیم مذاکرهکننده در چارچوب سیاستهای اعلام شده از طرف شورای عالی امنیت ملی مأموریت دارند منافع ملی ایران را در جریان مذاکرات پیش ببرند؛ که البته واقعیت نیز همین است؛ چرا که در هر دورهای که بحث مذاکره با آمریکاییها و یا حتی برخی پروندههای مهم امنیت ملی دیگر پیش میآید، شورای عالی امنیت ملی سیاستهای لازم را معین میسازد.
این قاعده عمومی در همه جای دنیاست. در این وضعیت، بیاعتمادی گاه از آن جایی آغاز میشود که عدهای از منطق تصمیمات اتخاذ شده و برخی اهم و مهمها و یا حتی برخی مصالح عالی کشور آگاهیهای چندانی ندارد؛ در نتیجه قضاوت و ارزیابی آنان ناقص و یک سویه میشود. تحسین و تمجید چندباره رهبر معظم انقلاب نسبت به عملکرد وزارت امور خارجه و وزیر محترم، خود نکته اطمینانبخشی است که کمک میکند ما با اعتماد به صحنه بنگریم. در نهایت باور عناصر دلسوز کشور باید این باشد که بخش دیپلماسی کشور با الهام از تجربیات گذشته از خطوط معین شده تخطی نخواهند کرد؛ این باور تولید اعتماد میکند.
موضوع سوم در مقطع کنونی که اهتمام به آن ارزش و منافع بسیار بالایی دارد، موضوع تولید و انتشار روایت اقتدار است. معالاسف گاه کسانی که در دام بیاعتمادی به تیم مذاکرهکننده گرفتار آمدهاند ناخواسته موضع خودی را تضعیف و موضع طرف بدعهد غربی را تقویت میکنند. اینان به جای پرداختن به قوتهای بخش دیپلماسی کشور، بر حواشی غیر ضروری متمرکز میشوند. ظرف چند ماه گذشته رئیسجمهور و برخی مقامات دیگر دولت آمریکا بارها اعلام کردند که هر گاه میز مذاکره با ایران شکل بگیرد، موشکهای بالستیک و گروههای مقاومت منطقه بخشی از مذاکرات خواهد بود.
حتی آمریکاییها پیامی فرستادند که اگر ایران ۴ شرط مشخص شده از سوی آمریکا را نپذیرد، اقدام نظامی را ترتیب خواهد داد و حتی آرایش نظامی نیز به خود گرفتند. اما از روز نخست ایران هیچ گاه اسیر این تهدیدات و جنگ روانیها نشد و صراحتا نیز اعلام کرد که بر سر تواناییهای دفاعی خود مذاکره نخواهد کرد و سلسلهای از تمهیدات نظامی برای تثبیت و معتبرسازی بازدارندگی نیز در دستور کار بخش دفاعی و نظامی کشور قرار گرفت.
در نهایت این موضع جمهوری اسلامی ایران بود که بر کرسی نشست و مذاکرات اخیر صرفاً در زمینه هستهای و در چارچوب ترسیم شده از سوی تیم مذاکرهکننده برگزار شد؛ لذا این یعنی اقتدار ملی ایران که باید در تحلیل واقعه بازتاب پیدا کند. حتی برخی رسانهها اعلام کردند که سید عباس عراقچی در زمینه حضور اعلام نشده و غیرمتعارف فرمانده سنتکام در محل مذاکرات محدودیت جدی ایجاد کرده است. اقدامی که فقط از عهده نظام جمهوری اسلامی و کارگزاران شجاع آن برمیآید. جنبههای اقتدار مذاکرات اخیر فقط به بخشهای فنی و سیاسی مرتبط با موضوع هستهای محدود نمیشود؛ بلکه نمایانتر شدن میدان و توانمندیهای نظامی به عنوان بخش مکمل دیپلماسی توانست تا حد بسیار زیادی تهدیدات و آرایش نظامی دشمن را ناکارآمد نشان دهد.
پربیننده ترین پست همین یک ساعت اخیر