آموزش زبان به سبک «عصر ایران» با مبینا محمدی- روز بیستویکم به دوره 6 درس قبلی اختصاص دارد.
««همه درس های آموزش زبان انگلیسی به سبک عصر ایران را اینجا ببینید»»
همچنین، سوالات خود را می توانید از بخش نظرات با ما در میان بگذارید.
اینجا فرصتی است که تمامی لغات 6 درس قبلی را یکجا مشاهده کنید، بازخوانی سریع در ذهن خود داشته باشید و بدون رجوع به صدای ضبط شده تمامی جملات را به انگلیسی تلفظ کنید. هر جا احساس کردید مشکلی وجود دارد، در آرشیو دروس به آن درس مراجعه و صدا را هم گوش و رفع اشکال کنید.
|
|||||
|
او با یک ماشین کوچک به محل کار میرود. |
She drives a small car to work. |
||||
|
|||||
|
او با کارتش برای ناهار پرداخت میکند. |
He uses his card to pay for lunch. |
||||
|
|||||
|
من شغلی در طراحی می خواهم. |
I want a career in design. |
||||
|
|||||
|
او با هر وعده غذا هویج میخورد. |
He eats a carrot with every meal. |
||||
|
|||||
|
او کتابش را در کولهپشتی اش حمل میکند. |
she carries her book in her backpack. |
||||
|
|||||
|
گربه هر روز روی مبل میخوابد. |
The cat sleeps on the sofa every day. |
||||
|
|||||
|
او با دستگاه پخش CD موسیقی گوش میدهد. |
She listens to music on a CD player. |
||||
|
|||||
|
این خودکار پنجاه سنت قیمت دارد. |
This pen costs fifty cents. |
||||
|
|||||
|
ما هر جمعه در مرکز شهر همدیگر را میبینیم. |
We meet in the city centre every Friday. |
||||
|
|||||
|
او در یک شهر بزرگ زندگی میکند. |
She lives in a big city. |
||||
|
|||||
|
کلاس من ساعت ۹ شروع میشود. |
My class starts at 9 a.m. |
||||
|
|||||
|
دانشآموزان در کلاس آرام مینشینند. |
The students sit quietly in the classroom. |
||||
|
|||||
|
من هر آخر هفته اتاقم را تمیز میکنم. |
I clean my room every weekend. |
||||
|
|||||
|
آنها یکشنبهها از تپه بالا میروند. |
They climb the hill on Sundays. |
||||
|
|||||
|
ساعت، ساعت ۳ را نشان میدهد. |
The clock shows 3 o’clock. |
||||
|
|||||
|
او همیشه شبها پنجرهها را میبندد. |
He always closes the windows at night. |
||||
|
|||||
|
او برای مهمانی لباس جدیدش را میپوشد. |
She wears her new clothes to the party. |
||||
|
|||||
|
آنها هر جمعه در باشگاه ورزشی ملاقات میکنند. |
They meet at the sports club every Friday. |
||||
|
|||||
|
او قبل از بیرون رفتن پالتویش را میپوشد. |
He puts on his coat before going out. |
||||
|
|||||
|
او هر صبح قهوه سیاه مینوشد. |
He drinks black coffee every morning. |
||||
|
|||||
|
او وقتی هوا سرد است، ژاکت میپوشد. |
She wears a jacket when it is cold. |
||||
|
|||||
|
من در کالج انگلیسی میخوانم. |
I study English at college. |
||||
|
|||||
|
آبی رنگ مورد علاقه من است. |
Blue is my favorite color. |
||||
|
|||||
|
آنها ساعت ۸ به محل کار میآیند. |
They come to work at 8 a.m. |
||||
|
|||||
|
انگلیسی یک زبان رایج در سراسر جهان است. |
English is a common language around the world. |
||||
|
|||||
|
او برای یک شرکت بزرگ کار میکند. |
She works for a big company. |
||||
|
|||||
|
ما قبل از خرید، قیمتها را مقایسه میکنیم. |
We compare prices before buying anything. |
||||
|
|||||
|
او همیشه تکالیفش را بهموقع تمام میکند. |
He always completes his homework on time. |
||||
|
|||||
|
این کامپیوتر کار نمی کند. |
This computer is not working |
||||
|
|||||
|
ما امشب به کنسرت او می رویم |
We are going to his concert tonight. |
||||
|
|||||
|
آنها الان دارند گفتگو میکنند. |
They are having a conversation now. |
||||
|
|||||
|
او امروز شام نمیپزد. |
He is not cooking dinner today. |
||||
|
|||||
|
آیا الان داری پاستا میپزی؟ |
Are you cooking pasta now? |
||||
|
|||||
|
هوا دارد خنک میشود. |
The weather is getting cool. |
||||
|
|||||
|
او دارد تکالیفم را تصحیح میکند. |
She is correcting my homework. |
||||
|
|||||
|
هزینه اش چقدر است؟ |
What is its cost? |
||||
|
|||||
|
میتوانی الان به من کمک کنی؟ |
Could you help me now? |
||||
|
|||||
|
ما داریم به کشور دیگری سفر میکنیم. |
We are visiting another country. |
||||
|
|||||
|
او دارد دوره زبان انگلیسی میگذراند. |
He is taking an English course. |
||||
|
|||||
|
پسرعمویم الان دارد به من زنگ میزند. |
My cousin is calling me now. |
||||
|
|||||
|
گاو الان دارد علف میخورد. |
The cow is eating grass now. |
||||
|
|||||
|
آیا داری روی کیک خامه میزنی؟ |
Are you putting cream on the cake? |
||||
|
|||||
|
او دارد یک طرح جدید میسازد. |
He is creating a new design. |
||||
|
|||||
|
ما داریم درباره یک فرهنگ جدید یاد میگیریم. |
We are learning about a new culture. |
||||
|
|||||
|
او از فنجان نمینوشد. |
She is not drinking from the cup. |
||||
|
|||||
|
مشتری پشت پیشخوان منتظر است. |
The customer is waiting at the counter. |
||||
|
|||||
|
بابا الان دارد ماشین را تعمیر میکند. |
Dad is fixing the car now. |
||||
|
|||||
|
آیا آنها در مهمانی میرقصند؟ |
Are they dancing at the party? |
||||
|
|||||
|
رقصنده دارد روی صحنه تمرین میکند. |
The dancer is practicing on the stage. |
||||
|
|||||
|
ما امشب نمیرقصیم. |
We are not dancing tonight. |
||||
|
|||||
|
آن جاده دارد خطرناک میشود. |
That road is becoming dangerous. |
||||
|
|||||
|
بیرون دارد تاریک میشود. |
It is getting dark outside. |
||||
|
|||||
|
آیا امشب سر قرار(عاشقانه) میروی ؟ |
Are you going on a date tonight? |
||||
|
|||||
|
دخترم دارد در اتاقش درس میخواند. |
My daughter is studying in her room. |
||||
|
|||||
|
ما الان داریم روز را برنامهریزی میکنیم. |
We are planning the day now. |
||||
|
|||||
|
او عزیزترین دوست من است. |
She is my dearest friend. |
||||
|
|||||
|
آیا در دسامبر سفر میکنی؟ |
Are you traveling in December? |
||||
|
|||||
|
آنها دارند تصمیم میگیرند کجا غذا بخورند. |
They are deciding where to eat. |
||||
|
|||||
|
این کیک خوشمزه است! |
This cake is delicious! |
||||
|
|||||
|
او الان دارد تصویر را توصیف میکند. |
He is describing the picture now. |
||||